السيد الخميني
مقدمة الآشتياني 43
مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية
علمي متجلي است به صور علميه وأعيان ثابته در جلباب صور اسمائيه وصفاتيه . أعيان خارجيه مظاهر وحكاياتاند جهت ظهور حقيقت وجود . وأعيان علميه وصور قدريه مظاهرند جهت بطون وجود وظهور علم در حضرت علميه وارتسام . به عبارت واضحتر ، آن چه در عرصهء علم ظاهر شود وبا باطن در اين مشهد باشد ، يا ظاهر در وجود خارجي ، ويا باطن در خارج باشد ( چه آن كه هر شيء چه در علم وچه در عين متحقق باشد داراى جهت ظهور است وجهت بطون : هو الظاهر والباطن . ) كلا برگشت همهء اين حقايق به أصل وجود است واين وجود است كه به اسم « ظاهر » و « باطن » متجلي در حقايق است . واين احكام من الأزل إلى الأبد جارى است . وعجب آن كه مع هذا جميع اشيا از جهت امتيازات واختلافات ، كه آن هم به آن أصل منتهى شود ، به عدم باز مىگردد . حاصل كلام آن كه صور ادراكية وتعينات نازل ، كه بر عقل وأذهان ما از مبادى عاليه وأقلام قضائيه وألواح قدريه ظاهر شوند ، اشعات واظلال وظهورات آن مبادى عاليهاند كه در نفوس بر سبيل انعكاس وقبول قيود وتنزلات تحقق يابند . وآن چه كه از غيب بر عقول ونفوس طالع شود ، برگشت آن نوازل به وجود مطلق است ، وبلكه عين وجود است . اعتبارات غير متناهية در « وحدت » به معناى دوم - كه متعلق آن ظهور ذات است - از جهت ظهور ذات به تعين واحدى ( وهمين جا اشاره مىكنيم كه أبديت آن از جهت مبدئيت نيز به نسبت فيضى است كه از غيب ذات لا ينقطع ، به ظهور أعيان ثابته ، ظاهر مىگردد . كه آن نيز به نوبهء خود به تبع أسماء إلهية است ودايما أعيان به لسان استعداد ذاتي وقابلى طالب ظهور خارجىاند وفيض از مجالي اسمائيه هرگز منقطع نمىگردد . ) ونيز اعتبار حقيقت احدى - كه متعلق آن بطون ذات است - قادح وحدت وبساطت ذاتي ذات نمىباشد ، وحقيقت در مقام ظهور كثرت أسمائي وأعيان هرگز كثرت واقعي نپذيرد وظهور وأبديت حقيقت واحد در مقام ظهور مندك در بطون وازليت احدى است . ولهذه الجهة قال بعض الأكابر من أهل الحق : إن « الواحد الأحد » اسم واحد مركب ك « بعلبك » و « معديكرب » . واز أسماء حاكم بر مظاهر اخروى ، هنگام قيامت كبرى ، اسم مبارك « الأحد » و